خانه / دل نوشته ها

دل نوشته ها

خیانت به اعتماد مردم
چند روزی بود مشغول نگاه کردن به شبکه های مختلف رژیم بودم که متوجه شدم رژیم تعدادی از مهره های خود را از پاسدار گرفته تا نماینده مجلس و هنرپیشه و استاد دانشگاه و … به صحنه آورده و چنین وانمود می کنند که فساد اقتصادی و اجتماعی و … به مرحله بحران رسیده و حتی مردم هم دیگر به وعده های مسئولین رژیم اعتماد ندارند و تقریبا اکثر گردانندگان سیستم به شبکه فساد آلوده شده اند و باید دنبال چاره ای باشیم و بعد از 37 سال کثافت کاری رژیم نمی دانم اینها با صدای کدام بادی از خواب پریدند و عقل های خود را روی هم ریختند و راه نجات را در این معجزه دیدند که به دنبال تشکیل نمادهای مردمی باید بروند و با استفاده از قدرت آنها مسئولین فاسد رژیم را تحت فشار بگذاریم و رژیم را از بحران فساد نجات بدهیم تا مردم به سعادت برسند. هر چند می دانم جواب دادن به چنین اراجیفی جز وقت تلف کردن نیست ولی نیاز دیدم با اشاره به یک سری مسائلی اگر بعد 37 سال به هر دلیلی کسی با این همه جنایت و خیانت رژیم در حق مردم اگر از خواب بیدار نشده بیدار بشوند که پایه و اساس تمام فسادجامعه حداقل به 37 سال قبل بر می گردد که بهترین جوانان وطن را که دنبال عدالت بودند توسط مزدوران رژیم اعدام کردید و پست ترین افراد را حاکم نمودید. آری فساد زمانی شروع شد که به قهرمانان وطن که تنها گناهشان صداقت و عشق و خدمت به خلق بود مارک منافق زدید و تا توانستید آنها را به قتل رساندید و خانواده هایشان را تحت کثیف ترین آزار و اذیت ها قرار دادید حتی به این بسنده نکردید و در تمام نقاط جهان به دنبال نابودی آنها رفتید. در یک کلام شما از اساس و بنیاد هر کسی کوچکترین عشقی به خلق داشت در صدد نابودی آن بودید آری به دختران مبارز وطن قبل از اعدام تجاوز کردید… آری شما 37 سال قبل با دروغ و شیادی خمینی را به ماه کشیدید و به دروغ از او استوره درست کردید حال بعد از 37 سال دنبال چه هستید…؟؟؟
وقتی برنامه های تلویزیونی رژیم را با تحلیل های این چنینی نظاره می کنم که دنبال نهادهای مردمی هستند از یک طرف به خاطر خیانت های بیشماری که در حق مردم کردند نفرتم به آنها بیشتر و بیشتر می شود و از طرفی به خاطر بن بست های تمام عیاری که پیدا کرده اند و اینک هزیان می گویند به حماقت آنها می خندم.
حدودا 16 سال قبل بود وقتی برادرم مهدی برای ماموریت از اشرف به ایران آمده بود من که آشنایی زیادی به مسائل سیاسی نداشتم وقتی که دیدم برادرم به هر کسی می رسد با او با محبت برخورد می کند و به تک تک آنها اعتماد می کند از او پرسیدم چرا به مردمی که به تو اعتماد نمی کنند این همه به آنها اعتماد می کنی لبخندی زد و گفت از برادر مسعود جمله ای شنیدم که شاید برای تو راه گشا باشد که … اگر مردم اعتماد خود را از دست داده اند حق دارند چون صد بار مردم به خمینی اعتماد کردند و خمینی و دار و دسته اش به آنها خیانت کردند و حالا ما باید صد بار در مقابل بی اعتمادی مردم به آنها اعتماد بکنیم تا یر به یر بشود و این قیمت خیانت آخوندهاست که هر کس که می خواهد مردم به او اعتماد کند آن را باید پرداخت کند حالا با این منطق به تک تک مزدوران رژیم از تمام جناح هایش می گویم بیهوده آب در هاون مکوبید.
صد بار فرصت اصلاح داشتید به آن پشت کردید حال محکوم به هلاکید… و تا صدها سال دیگر کسی به افرادی از جنس شما اعتماد نخواهد کرد.
افشین بایمانی زندانی سیاسی زندان گوهردشت (رجایی شهر کرج)

Powered by moviekillers.com